بچه ها واقعا ممنون
بخدا نمی دونم چی بگم
از همه کسایی که تو پست قبلی نظر گذاشتن،
مخصوصا اون ۱۶ نفری که پیام خصوصی داده بودن که بیشترشون از گذشته خودشون
گفته بودن و امیدواری بهم دادن. از تک تکتون ممنونم. ![]()
خوشحالم که درکم می کنید ، مخصوصا وقتی از زندگی خودتون گفتید ، من خیلی امیدوارتر هستم،
کسایی که پیام خصوصی داده بودند اگر اجازه میدادند حرفاشونو اینجا بنویسم،
خیلی براتون جالب می شد.![]()
من امیدوارم خودش هم ۱ روز طرز فکرش بگرده مثل قبل و دوباره مثل خودمون بشه.
چون با اخلاقش آشنا هستم،می دونم که این طرز فکرش عوض میشه ![]()
بهم گفته بودید که آدرس این وبلاگ بهش بدم، قبول دارم که اگه این حرفهارو بخونه شاید
احساس تو دل منو بهتر بفهمه.
اما من نمی خوام این کار بکنم ، چون شاید وقتی این حال و روز منو ببینه ، با دلش بر نگرده
و فقط از روی دلسوزی کاری بکنه و من اون برگشتن نمی خوام.
دلم می خواد روزی بشه که با احساس قدیمش بیاد پیشم ، شاید اون روز علاقه هردو ما
۲برابر بشه ، اون برای من ارزش داره ، نه وقتی که ته دلش راضی نباشه و فقط از روی دلسوزی بیاد
و هر لحظه هم زجر بکشه.
من هروز امیدم بیشتر میشه اما زندگیم خرابتر
فقط امیدوارم هرچی زودتر بیاد.
شاد باشید
بدرود![]()
................................................................................
<< تو ای همه ی وجودم ، ای بهترینم ، دوستت دارم ، برگرد >>
نوشته شده توسط پسر تنها در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 22:42 موضوع | لينک ثابت