خدایا
خدایا 
خدایا
ای کاش در وجودم عشق را
نمی گذاشتی
هرچه خالص تر کسی را دوست داشتم
اوار بزرگتری بر سرم خراب شد
من که از عاشق شدن بیزار شده بودم و بیمار بودم
باز هم باید تا ابد بسوزم و بمیرم
نه راه پیش دارم و نه پس
خسته و تنها میروم
میروم
میروم
شاید با این همه درد به جایی برسم
خدایا دیگر فقط تو را دارم
حرفها و نوشتاشیم را فقط و فقط به تو میگویم ،
چون حکم ، حکم تو هست .. و اختیار دست
تو هست ، اگر صلاح بدونی همه
امور درست میشه.
.......................................
خدا من از جو خراب این روزها واقعا می ترسم![]()
میسپارمش دست خودت ، دوست دارم دختر خودت خوب نگهداری کنی.
.................
من دیگه می خوام همه چیز بزارم تو دستهای خدا .
چیزی که اون ازم خواست و خودم هم که روش فکر کردم دیدم شاید اینطور بهتر باشه .
خدا اگر اون حرفهای منو درک نمی کنه ، اگر اون عشق منو درک نمی کنه ، اگر نمی دونه
که من شاید هر ساعت ۱بار ازت بخوام مواظبش باشی و برای همین هست که هرس زندگیش
می خورم و گاهی اوقات حرفهایی بهش می زنم..اگر اون منو درک نمی کنه ،
کاری کن که حداقل احساس منو بفهمه ..
خدا درخواست زیادی هست ؟ ![]()
به این دین پاک قسم ، درخواست زیادی نیست ![]()
خدا ازت کمک خواستم ، دست منو بگیر ![]()
.................................................................
خیلی جالب بود ، من که از نوشتن بدم میومد
بعد از این جریان و بخاطر اون ، نوشتن شده ۱ چیز عادی
۱ دفتری دارم که هروز توش ۱ متن ادبی می نویسم که خودم الان که داشتم
می خوندمش تعجب کردم.
باورتون میشه که یک شب از بس که ناراحت بودم ، هرچی از دلم میومد بیرون نوشتم رو کاغذ ،
بعدش وقتی مرتبش کردم دیدم ۱ شعر شد.. یعنی من ۱ شعر هم از خودم گفتم؟
خیلی عجیبه برام . خیلـــــــی عجیبه . من شعر گفتـــــــم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حتی تو یاهو برای ۱کی که رشته ادبیات بوده ، شعر و متن ادبی می نویسه ، این شعر گفتم
بعد از گرفتن اشکالات دستوری که داشت ، تشویق هم کرد که ادامه بدم .![]()
شاید ۱روز زنگ بزنم و شعری که براش بخونم
اما زمانی که ببینم دوست داره حداقل صدامو بشنوه.
خیلی دوسش دارم، نمی دونم بگم تا چه حد ، واقعا گفتنی نیست ![]()
۱ احساس خاصی هست .
میدونید چیه؟
این احساس برای تامیین تنهایی که دارم ، یا برای دوستی ،
یا برای لذتهای جنسی ، یا برای هر نیاز دیگه ای .. شکل نگرفته ، چون اگر اینجور بود
۱کی انتخاب می کردم که کنارم باشه که همه اینها نیازها جل بشه.
اما دوست دوست داشتن ، عشق من خیلی بالاتر از این حرفهای بچه گونه هست.
من اونو فقط برای بودن خودش می خوام....
نمی دونم چجوری احساسی که دارم بگم . واقعا نمی دونم![]()
کاش جوری بشه که باز باهم باشیم ، این دفتری که توش اینهمه متن تو این۱۹ روز نوشتم
بشینیم کنار هم ، براش بخونم . شاید وقتی که براش بخونم ، اون موقع که جای اشکهام
که رو صحفه هاش ریخته و فرورفتگیش مشخص هست ،، ببینه.. احساسی که بهش دارم بهتر
درک کنه .خدا منتظر اون روزها هستم.
دعا میکنم هرروز
مواظبش باش
دوستت دارم
دوستش دارم ![]()
....................
این شعر سمت چپی مال من نیستا
شعری که نوشتم..روز اولی که برگشت فقط برای خودش می خونم ![]()
..................................................................................
<< تو ای همه ی وجودم ، ای بهترینم ، دوستت دارم ، برگرد >>
نوشته شده توسط پسر تنها در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 11:14 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

ای خداوندی که در آسمانی نام مقدس تو گرامی باد ملکوت تو برقرار گردد .خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست بر زمین اجرا گردد .نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار .خطاهای ما را بیامرز چنانکه ما نیز آنان را که به ما بدی کرده اند می بخشیم .ما را از وسوسه ها دور نگاه دار و از شیطان حفظ فرما ! زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست آمین !
--------------------------------------
مرگ آن نيست که در
قبر سياه دفن شوم
××
مرگ آن است که از خاطر تو
با همه ي خاطره ها محو شوم
--------------------------------------
------------------------------------------
اي که دور از من و در ياد منـــــي
با خبر باش که دنياي منــــــــــي
×××××××
شاديت شادي من غصه ات غصه من
قلب من خانه تو خانه ات قبله من
------------------------------------------
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
دوستان
نوشته هاي پيشين
POWERED BY