امشب از اون شباست که باز گیج ، گیج شدم

این حس جدیدا زود به زود میاد سراغم ، پس از همین اولش معزرت خواهی میکنم که اگر

نامفهوم نوشتم . فقط امدم ۱کم خودم خالی کنم.

چندتا موضوع اعصاب منو خراب کرده ، یکیش نظر رفیقا یا کسایی که یجورایی منو میشناسن

و در رابطه به این جریان نظر میدن.

واقعا حرفها دیگه داره میره رو مخم   

نمی دونم ، نمی دنم...................

۱ کی میگه ، ..... اقا کسی که از دیده رود ، از دل برود.

۱ کی دیگه میگه ، مگه پیچوندن شاخ دم داره ؟  اینم ۱ نوع پیچوندن بود دیگه.

"" "" "" ، خاک بر سرت ، اینم عاقبت رو راست بودنت ، خیلی راحت پیچوندت رفت.

"" ""  "" ،چی توقع داری؟ مگه تو چی داری؟

""  ""  "" ، دوران دانشجویی هستو  ، ۱۰۰۰  پیشنهاد به دختر و..........

"" "" "" ، عزیز چرا خودتو اذیت می کنی؟  ۲سال سر کار بودی ، حالا هم ول کرد رفت.

"" "" "" ، من جنس خودمو بهتر می شناسم،۱ کی بهتر گیرش امده تورو ول کرد رفت.

"" "" "" ،تورو برای دوستی می خواسته ، حالا که بحث جدی شده ، پیچوندت رفت.

"" "" ""، دوستی که میگفتی با فکر انتخاب کردی این بود ؟؟؟؟؟؟؟

و و و ووووووووووووووووووووووووووووووووو ۱۰۰۰  نظر دیگه

بخدا خرابم  

یعنی جواب من این بود ؟

منم باید مثل ۱۰۰۰ پسر دیگه ، همه کاری میکردم؟ همه حرکتی میزدم ؟

نمی دونم چی بگم . واقعا برای سوالهام جواب ندارم.

خیلی حرف داشتم ، اما نمی دونم ،چرا چیزایی که تو سرم هستو نمی تونم بنویسم.

شاید ۲..۳ ساعت دیگه یا فردا بیام باز بنویسم.

فقط باز از خدا می خوام کمکم کنه تا چیزی که تو دلمه به اینها ثابت بشه و عزیز من

باز برگرده پیشم                                          

شاد باشید

 

 

.................................................................................

<<  تو ای همه ی  وجودم  ،   ای بهترینم ،   دوستت دارم  ، برگرد  >>


 

نوشته شده توسط پسر تنها در شنبه سوم آذر 1386 ساعت 21:27 موضوع | لينک ثابت