الو

الو خدا ؟

سلام خدا جون  ،  خوبی ؟   چه عجب جواب ما هم دادی

خیلی وقت بود منتظر ۱نیم نگاهت بودمهـــــــــا ، خبر داشتی ؟

امشب از اون شبها هست که ناجور دلم گرفته ، ساعت ۴:۳۵ هست اما هنوز تو فکرم.

گفتم بیام طرفت شاید جوابمو دادی  .. راستش  ۱کم دلخور بودم از دستت

اخه تو دیگه بیشتر از همه از مشکلهای من خبر داشتی ، همیشه هم به کمک خودت

دل بستم .. اینجور نبود ؟ پس چرا منو تنها گذاشتی ، میزاری اینهمه زجر بکشم ؟

نمونش تو قضیه موشی .

اینهمه ادم واسه خودشون ۱ همدم دارن ، من تو اسمون خودم ۱ ستاره انتخاب

کرده بودم .

جرم کرده بودم؟ یا احساس پاکم حقش این بود ؟ رابطه به این قشنگی حقش این بود ؟

زندگی من از اول تا اینجا که رسیدم خودت می دونی چی بوده . اگر بنا زندگی

من زجر کشیدن هست ، که اگر راحتم کنی بهتره

اگر هم نیست ، پس دستم بگیر کمکی بهم بده. من هنوز امید دارم ، منتظر کمکت هستم.

اون کسی هم که منو تنها گذاشت رفت ،پشتش باش  تنها   نباشه   

تا زمانی هم که برگرده پیشم  مواضیش باش  .. میسپارمش به خودت 

بیشتر مزاحمت نمیشم

منتظر جوابت هستمــــــــهـــــــا

دوستت دارم                                  

 

.................................................................................

<<  تو ای همه ی  وجودم  ،   ای بهترینم ،   دوستت دارم  ، برگرد  >>


 

نوشته شده توسط پسر تنها در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 2:40 موضوع | لينک ثابت