دیروز زنگ زد بهم که دلداریم بده ( بخاطر دوستم )

از وقتی که خبر دوستم بهم داده بودن ، خیلی پکر بودم ، اما وقتی که صدای

عزیـــــــــزم شنیدم خیلی خوشحال شدم     چون خیلی وقت بود صداشو نشنیده بودم 

۱جورایی هنگ کرده بودم    بخاطر همین بین حرفام چندتا حرف ناجور زدم که خودم هم

ناراحت شدم.

 واقعا از ته ، ته دل دوستش دارم ،

کمتر ازخدا ، بیشتر از خودم

امیدوارم درک کنه چون همیشه بهم می گفت احساس زود گذره، همین حرفش همیشه

می خورد تو ذوقم.

خدا مواظب موشی من باش و  کمک کن که برگرده

فعلا

 

.................................................................................

<<  تو ای همه ی  وجودم  ،   ای بهترینم ،   دوستت دارم  ، برگرد  >>

 

 

 


 

نوشته شده توسط پسر تنها در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 0:37 موضوع | لينک ثابت